موسیقی و سیاست

فردا همیشه می‌تازد
یك روز پیش‌تر از من؛
من می‌دوم به دنبالش،
او می‌كند حذر از من.

فردا چه‌گونه معنایی‌ست؟
تا می‌رسم به او، رفته است:
یعنی شده‌ست پس‌فردا
پنهان و بی‌خبر از من!

دیروز را و فردا را
امروز حدّ فاصل نیست-
یعنی كه حال می‌گیرد
این حالِ دربه‌در از من.

ابری كه زهر می‌بارد
در خاطرم گذر دارد:
آرام و خواب می‌دُزدد
هر شام و هر سحر از من

دل شور می‌زند دایم:
آینده، چون هیولایی،
تصویر چنگ و دندانش
خون می‌كند جگر از من.

آفاق شرق ویران شد-
كو چاره تا به كار آرم؟
دیوانه شد، گریزان شد
این عقل چاره‌گر از من!
این نخلِ خشك خواری‌زاد
فواره‌ی طلایی نیست؛
مشرق‌زمین چه می‌خواهد
جز این دو چشمِ‌تر از من؟

فردا... هر آن‌چه بادا باد!
تا كی برآورم فریاد؟
عمری پدر در آورده
فردای بی‌پدر از من!

باشد... ولیك، بی‌تردید،
فردا كه بَردَمَد خورشید،
در كار چاره خواهی دید
هنگامه‌یی دگر از من:

سنگی ز دل توانم ساخت؛
خواهم به پای او انداخت-
فردا دگر نخواهد تاخت
یك گام پیش‌تر از من.


آلبوم یوسف گمگشته استاد نادر گلچین؛آلبومی است که در این چند وقت اخیر با حال و هوای من سازگاری دارد و آنرا مدام  زمزمه میکنم. آلبوم زیبایی است؛امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.



دریافت یوسف گمگشته نادر گلچین


برچسب‌ها: استاد نادر گلچین, دانلود
نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت توسط محمد رضا| |

 

 

دانی كه نو بهار جوانی چسان گذشت؟
زود آنچنان گذشت، كه تیر از كمان گذشت
نیمی به راه عشق و جوانی تمام شد
نیم دگر بغفلت و خواب گران شد
صد آفرین به همت مرغی شكسته بال
كز خویشتن شد و، از آشیان گذشت
افسرده‌ای كه تازه گلی را ز دست داد
داند چها به بلبل بی خانمان گذشت
بنگر به شمع عشق، كه در اشك و آه او
پروانه بال و پر زد و، آتش به جان گذشت
بشنو درای قافله سالار زندگی
گوید به خواب بودی واین كاروان گذشت
ظالم اگر به تیغ ستم، خون خلق ریخت
از خون بیگناه، مگر می توان گذشت؟
(مشفق) بهار زندگیت گر صفا نداشت
شكر خدا كه همره باد خزان گذشت

 

چندی پیش مراسم هفتم زنده یاد کسائی به همت خانه موسیقی در مسجد نور برگزار گردید و از معدود مراسمی بود که میشود گفت اکثر قریب به اتفاق اساتید موسیقی در آن شرکت داشتند و تعدادی محدود حضور نداشتند که آن هم به علت حضور آنها در خارج از کشور بود.که این مسئله هم میشود دلیل دانست برای عظمت هنری زنده یاد کسائی. آنچه میخواهم بگویم عظمت هنری استاد کسائی و یا از این موارد نیست چرا که خود اساتید هم در این امر متحیرند چه رسد به ذره ای همچون من

دیدن عکسهای ختم روانشاد کسائی؛امری نیست که بشود آنرا به سادگی هضم کرد و امری ناراحت کننده است اما دیدن اساتیدی که در این مجلس حضور دارند و احوال آنها مساعد نیست و کسی هم از آنان دلجویی و قدردانی نمی کند به مراتب ناراحت کننده تر است. در بین این اساتید مو سپید و شکسته؛عکسی که بیشتر توجه مرا جلب کرد؛عکس استاد گرامی نادر گلچین بود. او که از اساتید مسلم موسیقی این دیار است و حقی بزرگ بر گردن موسیقی دارد چرا که تا مادامی که در قید حیات است برای تقدیر از شخصیت او برگزار نگردد و احوالی از وی پرسیده نشود!.... و بعد از از دست دادن او سخنرانیها و مراسم ها برای او برگزار شود......

 

 

 

در باب مهارت این خواننده گرانقدر همین بس که استاد کسائی بارها فرمودند که بهترین مرغ سحر خوانده شده را توسط او می دانند.

نادر گلچین از هنرمندان پیش‌کسوت آواز سنتی و از خوانندگان صاحب‌نام ایران است درسال  ۱۳۱۵ در رشت دیده به جهان گشود. . از کودکی به موسیقی علاقه فراوانی داشت و از ۱۲ سالگی همکاری با رادیو رشت را آغاز کرد که در اختیار تیپ رشت بود و زیر نظر مدیران ارتش اداره می‌شد و خواننده محلی گیلان شد.سال سوم دبیرستان به هنرپیشگی روی آورد و در تئاتر رشت در نمایشنامه‌های "بارگاه هارون الرشید"، "خواب‌های پینه دوز" شرکت کرد و آوازهایی را دربازیگری اجرا کرد. نادر گلچین در سال ۱۳۳۹ به تهران آمد و بی‌درنگ فعالیت‌های هنری خود را در اداره هنرهای زیبا و وزارت فرهنگ و هنر آغاز کرد. اولین برنامه خود را با ارکستر محمود تاج بخش اجرا کرد و تا سال ۱۳۵۴ در این اداره به ترتیب با ارکسترهای فرامرز پایور،عباس خوشدل،عبدالکریم مهرافشان،عماد رام و مصطفی پور تراب ادامه همکاری داد.او در سال ۱۳۵۰ همکاری خود را با رادیو ایران شروع کرد که تا سال ۱۳۶۲ ادامه یافت. گلچین در برنامه‌های مختلف رادیو، به ویژه برنامه گلها فعالیت چشمگیری داشت.  از کارهای او که بسیار مورد استقبال شنوندگانش واقع شد، اجرای آهنگ "آمد نوبهار" اثر مهدی خالقی بود که به رهبری فرهاد فخرالدینی بازسازی و با گروه کر رادیو اجرا شد. نادر گلچین بر اساس قراردادهای فرهنگی ـ هنری بین ایران و دیگر کشورها، همراه با ارکستر فرامرز پایور، به الجزایر رفت و موسیقی سنتی ایران را به هنردوستان آن کشور معرفی نمود. از دیگر کارهای برجسته این هنرمند، کنسرتی بود که به نفع زلزله‌زدگان بوئین زهرا همراه با ارکستر عماد رام برگزار کرد

 بیشتر آثار او به سال‌های پیش از انقلاب باز می گردد. از آثار مهم او در آن دوران می‌توان به «یوسف گم گشته» اشاره کرد و از دیگر آثار او می توان به تصنیف مرغ سحر، ناوک مژگان، قصه شهر عشق، مسبب، من دیگه بچه نمیشم و آلبومهای گریز، نفس باد صبا، زلف بنفشه و... یاد کرد.  نادر گلچین پس از ۳۵ سال در ایران آلبومی به نام «گریز» منتشر کرد که کار مشترکی با فریدون شهبازیان بود. همچنین هنرپیشه توانا سینما و تلویزیون،نادیا گلچین دختر ایشان میباشند.

در پایان آهنگ کاروان با صدای استاد نادر گلچین که حقیر بارها و بارها آنرا شنیده و هر بار بیشتر شیفته این آهنگ میگرد را خدمت شما عرضه میدارم.

هنرمند والا مقام عباس خوشدل در خصوص چگونگی ساخته شدن این آهنگ میگویند:

در سال ۱۳۴۵ به پاس محبت هاي خالصانه و بي دريغ ایشان، قطعه نواي كاروان در مايه دشتي با شعري از ابراهيم صفايي با مضمون يادبود  نصرت الله گلپایگانی را ساخته و با صداي گرم و دلنشين دوست هنرمندم جناب نادر گلچين ضبط و به مناسبت سالگرد اين هنرمند برجسته موسيقي سنتي از تلويزيون و راديو ايران پخش گرديد

 

دریافت نوای کاروان با صدای استاد نادر گلچین

 


برچسب‌ها: استاد نادر گلچین
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1391ساعت توسط محمد رضا| |

Design By : Mihantheme